روزها فکر من این است و همه شب سخنم که چرا غافل از احوال دل خویشتنم از کجا آمدهام آمدنم بهر چه بود به کجا میروم آخر ننمایی وطنم ماندهام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا یا چه بودهاست مراد وی از این ساختنم آنچه از عالم عِلوی است من آن میگویم رخت خود باز بر آنم که همانجا فکنم مرغ باغ ملکوتم نِیم از عالم خاک چند روزی قفسی ساختهاند از بدنم
برچسب:
نویسنده: رضا پاکدل
تاريخ: يکشنبه
11 مرداد
1405 ساعت: 10:16